فاطمه خانوم عزیزمافاطمه خانوم عزیزما، تا این لحظه: 11 سال و 11 ماه و 1 روز سن داره

مهمان معصوم دل من

خدایا!یعنی مرا قابل دانستی که تجلی گاه خلقت توباشم!

سلام به همه کسانی که دیدگان پرمهرشان به این صفحه می افتد.

سلام به همه آنهایی که چشم انتظار روزی هستند که مادر شوند مثل آن روزهایی که من انتظار کشیدم...

و سلام به آنهایی که خداوند بالاخره این افتخار را نصیبشان کرد.

اول که فهمیدم خدا چنین لطفی درحقم کرده در شگفتی بودم که یعنی من انقدر بزرگ شدم!انقدر که خدا تربیت یک بنده اش را می خواهد به دستان کوچک و ناتوان من بسپرد؟

یعنی از روح پاک خدا در وجود من هم دمیده خواهد شد؟یعنی کسی به دنیا خواهد آمد که در اول زندگیش تمام تکیه گاهش باشم؟تکه ای از وجود من در دستان من قرار خواهد گرفت؟خدایا یعنی همین قدر که من برای دیدن روی ماه این موجود معصوم لحظه شماری می کنم مادرم هم مثل من روزشماری کرده است...همین قدر مرا دوست دارد؟چگونه جواب محبت های او را بدهم؟

هر روز که به مادر شدن نزدیک تر می شوم بیشتر قدر مادرم را می دانم.خدایا تمام مادران را حفظ کن آنهایی را که پر کشیده اند در رحمت خود غرقه کن...

و تو آمدی و دنیا روی ماهت رو دید...

سلام دختر شیرینم. بالاخره روزی رسید که صدای گریه تو رو برای اولین بار در بیمارستان شنیدم.اون لحظه من هم با تو شروع کردم به گریه.از شوق دیدن و شنیدنت. هیچ وقت یادم نمیره اون لحظه رو که تورو جلو آوردن و گفتن بیا ببوسش. تو با لپ های قلمبه و لبهای کوچولوت قلبم رو از همون اول تسخیر کردی.توی اتاق ریکاوری همش تصویرت جلوی چشمم بود .هر بار پرستار می اومد می گفتم پس بچمو کی می بینم.اونم هی می گفت صبر کن... الان هجده روز ازا اون روز می گذره و هر روز عاشقانه می بینمت. هر چند خیلی سخت بود.جای عمل و خستگی و بی خوابی و... ولی همه این ها در برابر یک لبخند تو هیچه دخترم.دوستت دارم میسپرمت به مادرمون حضرت زهرا(س).این طوری خیالم راحته.چون ...
12 آذر 1393

خدایا شکرت!از نگرانی در اومدم.

و بالاخره برای سونوگرافی رفتم و به این دلیل که حدود دو هفته خونه مامانم دوپینگ کرده بودم و بخور و بخواب رو در دستور کار قرار داده بودم وزنت از حالت عادی یه ذره هم بیشتر شد.حالادیگه داری کپل می شی.البته خیلیا می گفتن بچه از نه ماه وزن می گیره .ولی دکتر خیلی بهم استرس داده بود.خونرسانیت هم خوبه جوجوی من.فعلا بخواب و بخور... ...
12 مهر 1393

سلام ای گوهر رویایی من!

سلام ای گوهر رویایی من سلام ای پاک من،دریایی من سلام ای حاصل عشق قشنگم نماد هستی و پویایی من *** تو از احساس من چیزی ندانی زمانی که تو شعرم را بخوانی مگر مادر شوی و یک فرشته درون جسم خود از خود بدانی *** نمی دانی چه حسی دارم آن دم که پایت می خورد بر این دل من تکانش می دهی هر روز و هرشب عروسک وار ناز و خوشگل من *** خدا مادر شدن را هدیه کرده به زنها و فقط تنها به زنها پدر بودن چه شیرین است اما نباشد یک صدم از مادری را *** ا...
6 مهر 1393

اولین نگرانی مادرانه

سلام عزیزم امروز پیش دکترم بودم.برام سونوگرافی داپلر نوشت تا ببینه خونرسانی به تو جوجه کوچولوی من خوبه یانه.برای اینکه می گه خیلی کوچولویی!سه شنبه باید برم سونو.دل تو دلم نیست. می سپرمت به حضرت زهرا سلام الله علیها.همون کسی که از اول تو رو بهش سپردم.آخه من که عرضه مادر بودن ندارم.ایشون هم مادر منه هم تو.خدا نطفه تو رو توی ایام فاطمیه پارسال تو دل من قرار داد.انشالله محرم امسال هم به دنیا میای و روی ماهت رو می بینم.خوب بخور که بزرگ شی.از الان بابات بهت می گه خاله ریزه! ...
5 مهر 1393

وزن گرفتن بچه

سلام به همه دوستان.این چند وقت تحقیقات گسترده ای انجام دادم ببینم بچه چجوری وزن می گیره که به نتایج زیر رسیدم: خوردن پروتئین مثل کباب و جوجه و آبگوشت و... خوابیدن به پهلوی چپ که خونرسانی به بچه  رو بیشتر می کنه خوردن بستنی در صورت نداشتن دیابت خرما و گردو استراحت بلافاصله بعد غذا ...
2 مهر 1393

کوچولوی ریزه میزه...

سلام جوجوی من.این بار که رفتم سونوگرافی گفتن که خیلی کوچولویی.مامانی رو ترسوندیا!حالا این هفته خودمو بستم به کباب و بستنی و...تا تو وزن بگیری. سعی کن تپل مپل شی باشه؟ ...
31 شهريور 1393

لگدها محکم تر می شود....

سلام عزیزکم... دیروز برای اولین بار با یک لگد جانانه مامانو از خواب پروندی و تا آخر شب مشغول شنا بودی ! نمی دونم چخبر بود اونجا ناقلا!فکر کنم یه روزه کلی بزرگ شدی و دیگه صدا پاهای کوچولوت داره به گوش می رسه.همون پاهای دو سانتی که بعضی وقتا میزنی به کف دست بابا و دلشو آب می کنی . خدایا ان دوماه آخر چجوری می گذره!صبر هم کار سختیه ها!!!! خدایا به همه بی بچه ها بچه بده و به همه بی خونه ها خونه بده و به همه بی همسرا همسر بده و... خدایا به خاطر همه نعمت هایی که دادی و ندادی شکرت.... ...
25 شهريور 1393

یک پیشنهاد خوب برای مامانای خوب

سلام به همه دوستای عزیزم. به همه اونایی که خدا دلشون رو مهد پرورش بنده هاش قرار داده.راستش یک کاری که من در طول بارداریم سعی کردم انجام بدم و خیلی از خدا بابت اون شاکرم حفظ قرآن بود.اصلا نترسید .هیچ کار سختی نیست.فکرم نکنید من خیلی آدم با اراده ای بودم که خودم تنهایی این مسیر رو شروع کردم. یک موسسه ای هست برای حفظ غیر حضوری قرآن.ماهی 13هزار تومان می دیم و هفته ای دوبار مربی زنگ می زنه خونمون و هم درس می پرسه هم طرح درس جلسه بعد رو میده.من با همین روش تقریبا دوجزء رو حفظ کردم.CDاستاد پرهیزکار و منشاوی رو هم میدن که با صوت هر کدوم خواستید حفظ کنید.باعث می شه بچه تون از جنینی با قرآن انس بگیره و انشالله در بزرگسالی گوشت و...
11 شهريور 1393

دیگه داری کم کم میای...

سلام جوجوی من چند روزپیش نمایگاه سیسمونی بود.رفتیم و برات تخت و کمد خوشگلتو خریدیم.قراره اول مهر بیارنش. راستی یادته گفتم معلمم میگه دعا کن تولد بچت باعث خیر برای همه بشه؟منم این دعا رو زیاد برات کردم. بابا خوش قدمممممممممممم! من که تو این دوسال زورم به بابایی نرسید که مجبورش کنم درست درس بخونه و ارشد قبول بشه.اما انگار پاقدم شما بود که باعث شد به راحتی قبول بشه و دل مارو شاد کنه. امیدوارم که قدمت برای همه خیر باشه...در همه مراحل زندگیت... ...
8 شهريور 1393